به عنوان یک تفریح سالم، شب ها برگه های ثبت احوال شخصیت های مهم شهر را از بایگانی کش می رود و از آنها رونویسی می کند. شبی بر حسب اتفاق، برگه مشخصات زنی ناشناس را هم از بایگانی بر می دارد. وقتی مشخصات زن را می بیند ناگهان به این فکر می افتد که باید زن را پیدا کند... زن خودکشی کرده ...

زهره مرتجی
معرفی کتاب نقد کتاب خرید کتاب دانلود کتاب زندگی نامه بیوگرافی
همه نام‌ها . (All the Names) رمانی از ژوزه ساراماگو که در سال 1997 منتشر شد.
همه نام‌ها، داستان آقا ژوزه است، منشی بایگانی کل. و این یعنی کسی که بیشترین کار را می کند و البته پایین ترین حقوق را هم می گیرد. آقا ژوزه، به عنوان یک تفریح سالم، شب ها برگه های ثبت احوال شخصیت های مهم شهر را از بایگانی کش می رود و از آنها رونویسی می کند. شبی بر حسب اتفاق، برگه مشخصات زنی ناشناس را هم از بایگانی بر می دارد. وقتی مشخصات زن را می بیند ناگهان به این فکر می افتد که باید زن را پیدا کند. بالاخره پس از گذشتن 250 صفحه از کتاب، می فهمد که زن خودکشی کرده و قبرش را پیدا می‌کند. آقا ژوزه شبی را تا صبح بر قبر زن می گذراند. صبح، چوپانی که گوسفند هایش را در قبرستان می چراند، فاش می کند که همیشه سنگ گورهای این قطعه را عوض می‌کند تا خود کشی کرده ها، لااقل در گور خود از دست زنده ها آسایش داشته باشند.

"همه نام‌ها" و "کوری" مثل دره و قله یک کوه هستند. دنیای تاریک و بی‌رحم کورها در "کوری"، چنان ماندگار است که خواننده را تا چند وقت به این فکر وا می‌دارد که اگر آدم‌های دور و برش کور بشوند، با او چه رفتاری خواهند کرد. اما درست در نقطه‌ی مقابل، اگر تا صفحات پایانی "همه نام‌ها" از خود بپرسید که ساراماگو چه می‌خواسته بگوید، احتمالا جواب مناسبی پیدا نخواهید کرد.

مترجم کتاب معتقد است که "همه نام‌ها" تقلیدی است از کتاب "کمدی الهی" اثر "دانته". این شباهت مربوط است به فصل گورستان رفتن آقا ژوزه که تقریبا 10 صفحه از 300 صفحه کتاب را به خود اختصاص داده است. شاید ساراماگو تمام تلاشش را کرده که "همه نام‌ها" یک رمان فلسفی از آب در بیاید. و البته تاریخ پر است از تلاش‌های بی‌ثمر.

بیشتر صفحات کتاب را خیلی سریع گذراندم و البته این سرعت، نه ضربه‌ای به سیر مطالعه کتاب زد، نه آه و افسوسی از طرف من را موجب شد. با این حال
از جمله و شاید تنها بخش زیبای کتاب، پاراگراف‌های گفتگو است. پاراگراف‌هایی که بدون علایم کمک‌کننده‌ی دستوری و بدون مشخص کردن شخص گوینده نوشته شده‌اند. این سبک نوشتن گفتگوها، حکم امضای ساراماگو را دارد و امثال آن در کوری هم زیاد دیده می‌شود. با وجود عدم کشش داستان، لذت خواندن این گفتگوهای معماگونه، خواننده را تا آخر داستان می‌کشاند. 

وقتی مهندسی را رها کردم، فقط می‌دانستم ترجمه را دوست دارم و مهندسی را دوست ندارم... مترجمی جوان را صدا می‌زند و به او می‌گوید که «این را کپی کن، منتها کمی تغییرش بده. اسم تو رو هم می‌زنیم روش و معروف می‌شی»...دانشگاه‌های ما باید «نقد ترجمه» کنند که نمی‌کنند... کتابی که امروز در آمریکا چاپ می‌شود و هفته بعد در ایران پشت ویترین است، چگونه در عرض یک هفته ترجمه و چاپ و صحافی می‌شود و مجوز هم می‌گیرد؟ ...
«خط قرمز» كیمیایی، «مرگ یزدگرد» بیضایی، «سفره ایرانی» عیاری، «گزارش یك جشن» حاتمی‌كیا، «سنتوری» مهرجویی و... در جشنواره فجر به نمایش در آمدند ولی اكران نشدند... «رستاخیز» در جشنواره فجر 8 جایزه گرفت... حدود ۴۰ دقیقه کوتاه شد... ولی اکرانش بیش از نصف روز دوام نیاورد... حالا پس از 7 سال نسخه دانلودی فیلم با زیرنویس عربی و حراج بر دارایی سینما ... این همه آزمون و خطا كافی نیست؟ ...
اگر همه آدمیان به انواع نیکی به حق تقرّب می‌جویند، ای علی تو به انواع عقل به حق تقرّب‌ جو تا گویِ سبقت از همگان بربایی... میان نهج‌البلاغه و فلسفه نسبتی است بی‌نیاز از اثبات و استدلال ... اعتقاد و اعتماد مطلق صدرالمتألهین به کلمات نورانی امیرالمؤمنین و ارجاع مکرّر او به نهج‌البلاغه می‌توانست این کتاب شریف را مقتدای حکمت و اندیشه پیروان صدرایی قرار دهد. ...
از سال ۵۷ تا ۸۸ چه اتفاقاتی رخ داده است که جامعه حالا به اینجا رسیده‌­ است... با شکستن سنگ قبر آن اعدامی خانواده‌­اش را هم داشتند تنبیه می‌­کردند... همین آرمانخواهی است که وادارمان می­‌کند که به بهانه ۸۸ برگردیم و نگاهی به پشت سر بیاندازیم که کجای راه را اشتباه آمدیم؟ کجا غفلت کردیم؟ کجا فریب خوردیم؟... اساس رمانم بر گفت‌­وگو استوار است. گفت­‌وگوی مردی چهل ساله با خودش. ...
در این کتاب به ۴۵۴ اثر ارجاع داده شده است و ایشان چندین برابر این آثار را نیز مطالعه و بررسی کرده است، این حجم از ارجاعات دقیق، قوت علمی کتاب را بین آثاری که اکنون در زمینه عاشورا‌پژوهی وجود دارد نشان می‌دهد... این کتاب پیش از چاپ به چندین منتقد و عاشوراپژوه ارائه شده تا مطالب کتاب تنقیح شود... شیعیان گذشته به استبداد سیاسی و اقتصادی معترض بودند. همین استبداد بود که قاتل امام(ع) شد. ...