قیام یک برده به قلم بوکر تی واشنگتن روانه بازار کتاب شد.

به گزارش مهر، کتاب « قیام یک برده» روایتی است از خاطرات بوکر تی واشتگتن از مشهورترین سیاه‌پوستان برده در آمریکا و تلاش او برای لغو تفکر بردگی و برده‌داری در اذهان جامعه آمریکایی.

در کتاب قیام یک برده، واشنگتن  خاطراتش را از دوران کودکی، از زمانی که برده بوده است برایمان نقل می‌کند. او در اواسط قرن نوزده به دنیا آمده است در زمانی که همچنان برده‌داری ادامه دارد.با آزاد شدنش، زندگی او نیز مانند بسیاری دیگر از برده‌های سیاه‌پوست دچار تغییر می‌شود.  او از این فرصت، نه تنها برای تغییر خودش که برای تغییر زندگی دیگر سیاه‌پوستان نیز استفاده می‌کند. او در چند مؤسسه مهم مانند هامپتون و توسکجی فعالیت‌های مدنی خود را ادامه داد.تلاش‌های او منجر به رهبری‌ جنبش سیاهان می‌شود.

نکته جذاب کتاب، نحوه نگارش آن است. بوکر تی واشنگتن، به‌خاطر شرایط مالی و کاری سخت خود، فرصت نشستن پشت میز برای نوشتن را نداشته است. او از کوچک ترین فرصت‌هایش برای نوشتن استفاده کرده است. هنگامی که در ایستگاه راه‌آهن منتظر قطار بوده، در هتل‌ها زمانی که برای سخنرانی به مسافرت می‌رفته است یا حتی اوقات استراحتش در مؤسسه توسکجی را صرف نوشتن این کار کرده است.

قیام یک برده، تلاش‌های فرهنگی و مدنی یک سیاه‌پوست برای رسیدن به حقوق اولیه‌شان در کشور ایالات متحده آمریکاست. یک قیام فرهنگی و فرجام آن

قیام یک برده را خانم ریحانه حسنوی ترجمه کرده است. نشر کتابستان معرفت نیز آن را در قطع رقعی و در 220 صفحه چاپ و منتشر کرده است

تبدیل یک نظام مردمسالار به نظام استبدادی محصول یک تعامل دوسویه میان یک فردِ حاکم و یک جامعه است... او انتقاد را به معنی دشمنی با اهداف و ایده‌ها تلقی می‌کند... رسالت نجات جهان از بندگی ظالمان... «دشمن»؛ یگانه مقصر عدم کامیابی ها است... بازار رمالانِ غیب گو گرم می‌شود... خود را به‌جای ایده و نظام می گذارد. و در واقع منظور او از ایده، خود اوست که با نظام یکی شده‌است. ...
او به پاپ سینمای پاپ شهرت یافته... چگونه صد فیلم در هالیوود ساختم و هرگز پشیزی از دست ندادم... یکی از موارد درخشان کارنامه‌ او ساختن هشت فیلم بر اساس قصه‌های ادگار آلن پو است... فیلم‌سازی مستقل در هالیوود یعنی ساختن فیلم‌های کوچک، کم‌هزینه و سریع... احساسم این بود که به عنوان یک صنعت‌گر کار می‌کنم و اگر از خلال صنعت‌گریِ تمام‌عیار، امری متعالی پدید می‌آمد و بارقه‌ای از هنر ظاهر می‌شد، جای خوشحالی بود ...
ملال، جوهره و ماده اصیل حیات است... ملال‌انگیزترین وضعیت حیاتی بشر، اندیشیدن در تنهایی ست... نوعی میل به وضعیت «نیستی» و مرگ در راستای پایان بخشیدن به شرایط کنونی و ایجاد وضعیت حیات‌مند دیگری است... برای رهایی از ملال زندگی اجتماعی و آسیب‌های ناشی از آن ناگزیرند، فاصله‌ای مناسب از اجتماع و «همدیگر» داشته باشند که بتوانند تا اندازه‌ای از رنج‌های حاصل از «با هم بودن» در امان باشند... وضعیت جوجه‌تیغی‌! ...
من خیلی چیزها را ندیده‌ام، نمی‌دانم در زندان‌های کره‌شمالی چه خبر است؟... استادیوم جایی است که می‌توان دمای جامعه را آنجا سنجید. اگر بعد بازی شیشه می‌شکنند یعنی جامعه آمادگی شیشه شکستن دارد... در ساحت دین‌داری مدرن انسان ترک را به انسان ایرانی نزدیک می‌بینم... آمریکا برای بقا به عنوان ابرقدرت نیاز به وجود کشورهایی مانند کره شمالی و ایران دارد ...
کیست که ماریای راهبه با زخمی باز در سینه، تهمینه؛ مارکسیستِ بکارت ‌از دست‌ داده یا پدر خاچیک رمان‌خوان شک‌زده را از یاد ببرد؟... ناصر سوخته: باستان‌‌شناس و عاشق، مسعود سوخته: رزمنده و نیروی تحت‌الامر مهندس چمران، منصور سوخته: عکاس وقایع انقلاب، محمود سوخته: مارکسیست عاشق و طاهر: کودک و معصوم... قصه نسلی که سوخته، پسران ناکام در عشق و زندگی، جوانان در خون‌‌ شده وطن ...