شماره ششم «فصل‌ آزما» ویژه تابستان منتشر شد.

به گزارش ایسنا، در این شماره این داستان‌های ایرانی منتشر شده است: «آن بوی لعنتی» نوشته هوشنگ اعلم، «ماهی قرمز کوچولو» از علی اسدنیا، «دانه‌های قرمز تسبیح» نوشته سالومه اسماعیلی و «به جای او» از نازلی حمزوی ساروی.

 همچنین این شماره با این داستان‌های خارجی همراه است: «خمره سحرآمیز» از برناردمالامود با ترجمه روح‌الله داتلی‌بیگی، «بوی بد دهان یک‌روزه از بین نمی‌رود» از کسارالاین با ترجمه اسدالله امرایی، «جیرجیرک‌ها» از باب ترنر با ترجمه فرشته رمضانیان و «نباید با آن‌ها کنار می‌آمدیم» نوشته هار کایتس با ترجمه میترا کیوان مهر.

در این شماره از «فصل آزما» گفت‌وگوهایی با امیرعلی نجومیان با عنوان «آمریکای لاتین و ادبیات پسااستعماری» و محمود عبادیان با عنوان «رویداد روایی به عنوان وقوع» درج شده است.

«فصل آزما» با صاحب‌امتیازی و مدیر مسئولی ندا عابد و سردبیری هوشنگ اعلم در ۸۲ صفحه منتشر شده است.

تبدیل یک نظام مردمسالار به نظام استبدادی محصول یک تعامل دوسویه میان یک فردِ حاکم و یک جامعه است... او انتقاد را به معنی دشمنی با اهداف و ایده‌ها تلقی می‌کند... رسالت نجات جهان از بندگی ظالمان... «دشمن»؛ یگانه مقصر عدم کامیابی ها است... بازار رمالانِ غیب گو گرم می‌شود... خود را به‌جای ایده و نظام می گذارد. و در واقع منظور او از ایده، خود اوست که با نظام یکی شده‌است. ...
او به پاپ سینمای پاپ شهرت یافته... چگونه صد فیلم در هالیوود ساختم و هرگز پشیزی از دست ندادم... یکی از موارد درخشان کارنامه‌ او ساختن هشت فیلم بر اساس قصه‌های ادگار آلن پو است... فیلم‌سازی مستقل در هالیوود یعنی ساختن فیلم‌های کوچک، کم‌هزینه و سریع... احساسم این بود که به عنوان یک صنعت‌گر کار می‌کنم و اگر از خلال صنعت‌گریِ تمام‌عیار، امری متعالی پدید می‌آمد و بارقه‌ای از هنر ظاهر می‌شد، جای خوشحالی بود ...
ملال، جوهره و ماده اصیل حیات است... ملال‌انگیزترین وضعیت حیاتی بشر، اندیشیدن در تنهایی ست... نوعی میل به وضعیت «نیستی» و مرگ در راستای پایان بخشیدن به شرایط کنونی و ایجاد وضعیت حیات‌مند دیگری است... برای رهایی از ملال زندگی اجتماعی و آسیب‌های ناشی از آن ناگزیرند، فاصله‌ای مناسب از اجتماع و «همدیگر» داشته باشند که بتوانند تا اندازه‌ای از رنج‌های حاصل از «با هم بودن» در امان باشند... وضعیت جوجه‌تیغی‌! ...
من خیلی چیزها را ندیده‌ام، نمی‌دانم در زندان‌های کره‌شمالی چه خبر است؟... استادیوم جایی است که می‌توان دمای جامعه را آنجا سنجید. اگر بعد بازی شیشه می‌شکنند یعنی جامعه آمادگی شیشه شکستن دارد... در ساحت دین‌داری مدرن انسان ترک را به انسان ایرانی نزدیک می‌بینم... آمریکا برای بقا به عنوان ابرقدرت نیاز به وجود کشورهایی مانند کره شمالی و ایران دارد ...
کیست که ماریای راهبه با زخمی باز در سینه، تهمینه؛ مارکسیستِ بکارت ‌از دست‌ داده یا پدر خاچیک رمان‌خوان شک‌زده را از یاد ببرد؟... ناصر سوخته: باستان‌‌شناس و عاشق، مسعود سوخته: رزمنده و نیروی تحت‌الامر مهندس چمران، منصور سوخته: عکاس وقایع انقلاب، محمود سوخته: مارکسیست عاشق و طاهر: کودک و معصوم... قصه نسلی که سوخته، پسران ناکام در عشق و زندگی، جوانان در خون‌‌ شده وطن ...