تواریخ آمیانوس مارکلینوس (Rerum gestarum libri).اثری تاریخی از آمیانوس مارکلینوس(1) (ح 330-400)، نویسنده‌ای که در آنتیوخیا (انطاکیه) در یکی از خانواده‌های اشرافی یونان به دنیا آمد. و در وقایع نظامی و حیات سیاسی زمان خود نقش عمده‌ای ایفا کرد. هدف نویسنده تکمیل تواریخ تاسیت است و در اثر خود که به زبان لاتین تالیف شده است، وقایع امپراتوری روم را از زمان نروا (2) (95 میلادی) تا مرگ والنس (3) در 378 در سی و یک مقاله آورده است. اما سیزده مقاله نخستین این اثر که مؤلف در آن، وقایع یک دوره 257 ساله را به طور بسیار خلاصه روایت کرده بوده است امروز در دست نیست. هجده مقاله بعدی که شامل حوادث دوره حیات نویسنده است و وقایع یک دوره بیست و شش ساله را در بر می‌گیرد به دست ما رسیده است. بنابراین، آن‌چه از این اثر باقی مانده مهم‌ترین قسمت آن است.

مطالب مقاله چهاردهم از سال 353، یعنی آغاز دوره نیابت سلطنت کنستانتیوس (4)، شروع می‌شود و تا مرگ گالوس (5) در 254 ادامه می‌یابد. تشویق و ترغیب دوستان و حمایت مردم، که به وسیله خود مارکلینوس از تألیف این اثر اطلاع یافته بودند، سبب شد که وی وقایع دوره امپراتوری والنتینیانوس (6)، والنس، گراتیانوس (7) و والنتینیانوس دوم را نیز در دنباله اثر خود بیاورد و آن را با مرگ والنتینیانوس در نبرد ادرنه (8) به پایان برساند.

آمیانوس مارکلینوس تنها مورخی است که توانسته است از شیوه کار سالنامه‌نویسان، وقایع‌نامه‌نویسان، و زندگی‌نامه‌نویسان معاصر خود گامی فراتر بگذارد و تاریخی عمومی مشتمل بر حوادث روم شرقی و روم غربی تألیف کند. هرچند پرداختن نویسنده به زمینه‌های متنوعی، مانند جغرافیا، فیزیک، ریاضی، فلسفه، دین، و مسائل اجتماعی، اندکی از یک دستی و روانی روایت وقایع می‌کاهد،‌ ولی همین تنوع کیفیت اثر را تغییر می‌دهد و رنگی دایرةالمعارف‌گونه به آن می‌بخشد.

محمود محمودی. فرهنگ آثار. سروش

1.Ammianus Marcellinus 2.Nerva 3.Valens 4.Constantius 5.Gallus
6.Valentinianus 7.Gratianus 8.Edirne

تبدیل یک نظام مردمسالار به نظام استبدادی محصول یک تعامل دوسویه میان یک فردِ حاکم و یک جامعه است... او انتقاد را به معنی دشمنی با اهداف و ایده‌ها تلقی می‌کند... رسالت نجات جهان از بندگی ظالمان... «دشمن»؛ یگانه مقصر عدم کامیابی ها است... بازار رمالانِ غیب گو گرم می‌شود... خود را به‌جای ایده و نظام می گذارد. و در واقع منظور او از ایده، خود اوست که با نظام یکی شده‌است. ...
او به پاپ سینمای پاپ شهرت یافته... چگونه صد فیلم در هالیوود ساختم و هرگز پشیزی از دست ندادم... یکی از موارد درخشان کارنامه‌ او ساختن هشت فیلم بر اساس قصه‌های ادگار آلن پو است... فیلم‌سازی مستقل در هالیوود یعنی ساختن فیلم‌های کوچک، کم‌هزینه و سریع... احساسم این بود که به عنوان یک صنعت‌گر کار می‌کنم و اگر از خلال صنعت‌گریِ تمام‌عیار، امری متعالی پدید می‌آمد و بارقه‌ای از هنر ظاهر می‌شد، جای خوشحالی بود ...
ملال، جوهره و ماده اصیل حیات است... ملال‌انگیزترین وضعیت حیاتی بشر، اندیشیدن در تنهایی ست... نوعی میل به وضعیت «نیستی» و مرگ در راستای پایان بخشیدن به شرایط کنونی و ایجاد وضعیت حیات‌مند دیگری است... برای رهایی از ملال زندگی اجتماعی و آسیب‌های ناشی از آن ناگزیرند، فاصله‌ای مناسب از اجتماع و «همدیگر» داشته باشند که بتوانند تا اندازه‌ای از رنج‌های حاصل از «با هم بودن» در امان باشند... وضعیت جوجه‌تیغی‌! ...
من خیلی چیزها را ندیده‌ام، نمی‌دانم در زندان‌های کره‌شمالی چه خبر است؟... استادیوم جایی است که می‌توان دمای جامعه را آنجا سنجید. اگر بعد بازی شیشه می‌شکنند یعنی جامعه آمادگی شیشه شکستن دارد... در ساحت دین‌داری مدرن انسان ترک را به انسان ایرانی نزدیک می‌بینم... آمریکا برای بقا به عنوان ابرقدرت نیاز به وجود کشورهایی مانند کره شمالی و ایران دارد ...
کیست که ماریای راهبه با زخمی باز در سینه، تهمینه؛ مارکسیستِ بکارت ‌از دست‌ داده یا پدر خاچیک رمان‌خوان شک‌زده را از یاد ببرد؟... ناصر سوخته: باستان‌‌شناس و عاشق، مسعود سوخته: رزمنده و نیروی تحت‌الامر مهندس چمران، منصور سوخته: عکاس وقایع انقلاب، محمود سوخته: مارکسیست عاشق و طاهر: کودک و معصوم... قصه نسلی که سوخته، پسران ناکام در عشق و زندگی، جوانان در خون‌‌ شده وطن ...