مجموعه ۶ جلدی «ریاضی با موشی» نوشته اِلِنور مِی با ترجمه محبوبه نجف‌خانی توسط نشر افق منتشر و راهی بازار نشر شد.

به گزارش مهر، این مجموعه در قالب عناوین «کتاب‌های فندق» چاپ شده که آثار کودک و نوجوان نشر افق را در بر می‌گیرد. مخاطبان اصلی مجموعه پیش رو، کودکان گروه سنی ب هستند.

مجموعه «ریاضی با موشی» برای استفاده کودکانی نوشته شده که با ریاضی و مساله‌هایش مشکل دارند. هرجلد این مجموعه، برداشت تازه‌ای از مفاهیم ریاضی پایه ارائه می‌دهد. شخصیت‌های اصلی کتاب «ریاضی با موشی» دو موش کوچولو به اسم‌های آلبرت و واندو هستند که در دیوار خانه آدم‌ها زندگی می‌کنند. دست‌اندرکاران چاپ این مجموعه هدف از تهیه آن را جلب توجه کودکان به داستان و ریاضی و همچنین به کار انداختن تخیل آن‌ها عنوان کرده‌اند. تصویرگری کتاب‌های مجموعه مورد نظر هم توسط دِبورا مِلمون انجام شده است.

آلبرت و واندا خواهرش، دو موش نترس و وروجک هستند که در حالی که تخیل بچه‌ها را در داستان به کار می‌اندازند، در چنگ گربه ترسناک قصه هم فرار می‌کنند. اولین کتاب مجموعه «ریاضی با موشی»، «شهربازی پرماجرا» است که در آن آلبرت به خواهر بزرگش واندا می‌گوید نمی‌ترسد سوار وسیله‌های شهربازی شود، فقط دوست ندارد سوار آن‌هایی شود که بالا و پایین و چپ و راست می‌روند یا دور می‌چرخند. حالا باید دید وقتی آلبرت به اشتباه در صف یک بازی دیگر می‌ایستد، چه اتفاقی بناست برایش بیافتد...

کتاب دوم، «گم‌شدن در موزه» است که در آن، آلبرت خیلی خوشحال است که می‌خواهد به موزه یا به قول خودش «موشزه» برود. اما وقتی در موزه، دخترعموی دوستش گم می‌شود، آن‌ها همه‌جا را دنبالش می‌گردند و با ماجراهای جدیدی روبه‌رو می‌شوند...

«موش‌های اسکیت‌باز» عنوان سومین کتاب مجموعه «ریاضی با موشی» است. داستان این کتاب از این قرار است که زمستان است و چاله‌های آب، یخ بسته‌اند. آلبرت از خوشحالی روی پایش بند نیست و دلش می‌خواهد با موش‌های دیگر روی یخ اسکیت‌بازی کند. هنگام بازی روی یخ، موش‌های دیگر با اسکیت‌شان شکل‌های هندسی می‌کشند. واندا دایره، موش‌های سه‌قلو سه‌گوش می‌کشند. اما باید دید آلبرت هم می‌تواند چیزی بکشد یا قرار است فقط دردسر درست کند...

چهارمین کتاب «آب‌بازی در ساحل» و مربوط به زمان رفتن کنار دریاست. در این داستان، آلبرت می‌خواهد توی جعبه ماسه‌بازیِ آدم‌ها برای خودش یک ساحل درست کند. اما مشکلی که دارد این است که چه‌طور با یک سطل کوچک، آب به ساحل بیاورد! ظاهراً باید دست به محاسبه بزند.

در کتاب پنجم که «اولین روز مدرسه» نام دارد، قرار است آلبرت برای اولین‌بار به مدرسه برود. او لحظه‌شماری می‌کند که زودتر شنبه شود و مدرسه را ببیند. اما خیلی زود متوجه می‌شود که مدرسه با خانه خیلی فرق می‌کند. حالا آلبرت هر روز هفته با یک برنامه جدید روبرو می‌شود.

آخرین کتاب هم «موشِ بیشتر، خانه شادتر» است داستانش درباره یک روز بارانی است. در این روز آلبرت ناراحت است که نمی‌تواند بیرون از خانه بازی کند. در نتیجه مامان به آلبرت و واندا پیشنهاد می‌کند دوست‌هایشان را به خانه دعوت کنند. آلبرت هم هر موشی را که سر راهش می‌بیند، دعوت می‌کند و کلی موش جمع می‌شود. حالا باید دید چطور آن‌همه موش در خانه آلبرت و واندا جا می‌شوند...

پایان هر قصه از کتاب‌های این مجموعه، فعالیت‌های تفریحی و یک سرگرمی درج شده که در واقع خطاب به بزرگ‌ترها نوشته شده‌اند.

کتاب‌های این مجموعه، با ۳۲ صفحه مصور رنگی، شمارگان ۲ هزار نسخه و قیمت ۱۶ هزار تومان منتشر شده‌اند.

اسکار ماتسرات زندگی خود را از روز تولد تا بستری شدن در آسایشگاه روانی، که تا به امروز در آن اقامت دارد، ترسیم می‌­کند... برخلاف ناهنجاری جسمانی، خصوصیتی خیال­‌انگیز به او اعطا شده است که از مرحله جنینی دارای پختگی کامل فکری باشد... رابطه‌­اش با دیگران به تمامی مبتنی بر طبل زدن «کودکانه»ای است که در آن استاد است... سی سال تاریخ آلمان بر طبل حافظه توصیف شده است. ...
زمانی بود که ما حتی جرات پچ پچ کردن هم نداشتیم... غرور ناخواسته‌ای از دستیابی به کهکشان‌ها داریم؛ در حالی که فقر و بدبختی هم در کشورمان داریم... ما فقط از این می‌ترسیم که نکند از گله عقب بمانیم... ما متهم هستیم، فقط ما... ساده ترین و قابل دسترس‌ترین کلید برای آزادی در این نکته قرار دارد، در عدم مشارکت شخصی در دروغ... این مسیر خیلی آسان‌تر از اعتصاب غذا یا شورش است. ...
رویایی که در سال ۱۹۳۱ بنیاد آمریکایی نابینایان و کتابخانه کنگره با تولید کتاب‌های گویا با عنوان «کتاب برای نابینایان» آن را محقق کرد... در دهه ۵۰ و ۶۰ خورشیدی شرکت‌هایی مانند ۴۸ داستان، سازمان صدا سرا، انتشارات قصه جهان‌نما و شهر داستان، تولید کتاب‌های صوتی را به‌صورت نوار شروع کردند ... یک موسسه برای اینکه پول کمتری به راوی بدهد، از صدای کسانی استفاده کند که حتی خواندن ساده از روی کتاب را هم بلد نیستند! ...
سال‌ها بعد، یک نفر باید پیدا شود و خاطرات ما نویسندگان از سانسور را بنویسد... داستان خوب داستانی است که وضعیت بشری را بازگو می‌کند... دخترم به دنیا آمده بود و من دچار افسردگی بعد از زایمان شده بودم. یک شب که احساس می‌کردم، درهای بهشت بر رویم باز شده است، با خود گفتم که تجربه‌های بسیار زیادی بر روی دوشم سنگینی می‌کند. تجربه‌هایی کابوس‌ناک و تلخ... می‌خواستم این کابوس‌ها را به بچه‌هایم منتقل کنم و به همین دلیل شروع به نوشتن کردم ...
ادبیات دفاع مقدس از جنگ تابلویی زیبا برایم رقم زده بود؛ تابلویی سرشار از معنویت، انسانیت، صفا و برادری... به‌تدریج جنگ برایم به یکی از وحشتناک‌ترین رویدادها بدل شد و دریافتم نترسیدنم از جنگ محصول گرفتاری در عاطفه‌ها بوده... ادبیات دفاع مقدس شجاعت و نبردِ ستودنی رزمنده‌های عزیزِ ایرانی در خلیج‌فارس با آمریکایی‌ها در سال‌های پایانی جنگ را روایت می‌کرد اما چندان از صدها میلیون دلار خسارت عملیات‌های تلافی‌جویانه‌ی آمریکایی‌ها در نابودی سکوهای نفتی ایران سخن نمی‌گفت. ...